|
در بحارالانوار: ج10, ص125 از قول اصبغ بن نباته آمده است : روزى اميرالمؤمنين (در مسجد) سخنرانى مى كرد و مى فرمود : «سَلُونى قَبل اَن تَفْقِدونى» به خدا سوگند از هر چه بپرسيد من شما را از آن آگاه مى سازم . در اين ميان ، سعد بن ابى وقاص بلند شد و گفت : اى اميرالمؤمنين ! سلام بر تو ، مرا از تعداد موهاى سر و صورتم آگاه ساز ، امام در پاسخ فرمود : به خدا سوگند از امرى سؤال كردى كه خليلم رسول خدا مرا به اين رويداد آگاه ساخته بود كه تو چنين سؤالى مى كنى ، در زير هر موى سرت ملکی است که تورا لعنت می کند و در زیر هر موی صورت تو نیز شيطانی نشسته است که تو را تحریک می کند و هم چنين در خانه تو بزى است كه فرزند رسول الله را مى كشد (مراد امام عمربن سعد بود) . این مصداق همانی است که به تو خبر دادم و اگر برهان و دلیل سوال تو برای فهم تو مشکل نبود به تو (از موهای سر و ریشت) خبر می دادم ولی نشانه و آیت همان است که از لعن تو و بز ملعونت خبردار نمودم .* اَصْبَغ مى گويد : در آن جلسه ، عُمَر بن سعد رو به روى پدرش چهار دست و پا راه مى رفت . در باره ابن سعد شيخ مفيد روايت كرده است عمر بن سعد به حضرت امام حسين عليه السلام گفت كه نزد ما گروهي بيخردان هستند كه گمان ميكنند من ترا خواهم كشت ، حضرت فرمود كه آنها بيخردان نيستند وليكن علماء و دانايانند ، اما به اين شادم كه بعد از من گندم عراق نخواهي خورد مگر اندك زماني . * در بعضی از اخبار تصریح به نام سعد نشده است اما شيخ مفيد و طبرسي و ابن قولويه و ابن بابويه رضوان الله عليهم به سندهاي معتبره از اصبغ بن نباته و غيره روايت كردهاند كه روزي حضرت اميرالمومنين عليه السلام بر منبر كوفه خطبه ميخواند و ميفرمود كه از من بپرسيد آنچه خواهيد پيش از آنكه مرا نيابيد پس به خدا سوگند كه هر چه سوال كنيد از خبرهاي گذشته و آينده البته به آن شما را خبر ميدهم ، پس سعدبن ابن وقاص برخاست و گفت يا اميرالمومنين خبر ده مرا كه در سر و ريش من چند مو هست حضرت فرمود كه خليل من رسول خدا صلي الله عليه و آله خبر دارد كه تو اين سوال از من خواهي كرد و خبر داد مرا كه چند مو در سر و ريش تو هست وخبر داد كه در بن هر موئي از تو شيطاني هست كه ترا گمراه ميكند و در خانه تو فرزندي هست كه فرزند من حسين را شهيد خواهد كرد ، و اگر خبر دهم عدد موهاي ترا تصديق من نخواهي كرد وليكن به آن خبري كه گفتم حقيقت گفتار من ظاهر خواهد شد و در آن وقت عمر بن سعد كودكي بود و تازه به رفتار آمده بود لعنه الله عليه (در روايت ارشاد و احتجاج اسم سعد برده نشده بلكه دارد مردي برخواست و اين سوال را نمود و حضرت همان جواب را فرمود و در آخر فرمود اگر نه آن بود كه آنچه پرسيدي برهانش مشكل است به تو خبر ميدادم عدد موهاي ترا لكن نشانة آن همان بچة تو است الخ) . انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»(سوره مائده ، آیه 55) ؛ ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند ؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع ، زکات می دهند . از سدّی ، مجاهد ، حسن ، اعمش ، عتبة بن ابی حکیم ، غالب بن عبد الله ، قیس بن الربیع ، عبایة بن الربعی ، ابن عباس ، ابوذر ، عبید الله بن عمر بن علی بن ابی طالب ، انس ، عمار ، عبد الله بن سلام و جابر بن عبد الله انصاری چنین روایت کرده اند که : روزی گدایی به مسجد پیامبر آمد و از مردم تقاضای کمک کرد ، امّا هر چه درخواست کرد ، کسی به او کمک نکرد . او که از کمک مردم مایوس گشته بود ، رو به سوی آسمان کرد و اظهار داشت : خدایا ! من به مسجد پیامبرت آمدم و از مردم تقاضای کمک کردم ، امّا کسی به من کمک نکرد . امیرمؤمنان علیه السلام با دست خود به او اشاره نمود . او نیز به طرف علی علیه السلام رفته و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد و از مسجد خارج شد . این جا بود که آیه ولایت توسط جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد . پیامبر صلی الله علیه و آله برای پیدا کردن مصداق واقعی آیه شریفه ، با جمعی از یاران خود به مسجد آمد . آن ها گدایی را دیدند که از درب مسجد بیرون می آید . حضرت محمد صلی الله علیه و آله به او فرمود : آیا کسی چیزی به تو داد ؟ گدا گفت : آری . آن حضرت پرسید : چه چیزی داد ؟ فقیر گفت : این انگشتر را . آن حضرت فرمود : چه کسی این را به تو داد ؟ گدا گفت : آن که در حال نماز است . و به امیرمؤمنان علیه السلام اشاره کرد . آن حضرت فرمود : در چه حالتی بود ؟ گدا گفت : در حال رکوع . پیامبر صلی الله علیه و آله که می دید نشانه های آیه ، به خوبی بر علیّ بن ابی طالب علیه السلام انطباق پیدا کرده است ، بی درنگ تکبیر گفت و اهل مسجد به دنبال تکبیر پیامبر ، تکبیر گفتند . حسان بن ثابت (شاعر معروف زمان پیامبر) که شاهد گفتار و خوشحالی پیامبر صلی الله علیه و آله بود ، بلافاصله این صحنه را در چند بیت به نظم در آورد . ترجمه اشعار او چنین است : ای ابا الحسن ! جان من و جان هر آن که دیر یا زود به هدایت و ایمان روی می آورد ، به فدای تو باد ! این تویی که در حال رکوع زکات خود را پرداختی . ای بهترین رکوع کننده ! جان ها فدایت باد . خداوند در باره تو بهترین نوع ولایت را نازل کرد و آن را در کتاب آسمانی ثبت گردانید . ( مجمع البیان، ج 3، ص 325 و تفسیر المیزان، ج 6، ص 23. مرحوم شیخ عباس قمی در سفینة البحار، ج 1، ص 378، اشعار دیگری از حسان در این باره نقل کرده است) ... «شیخ مفید» بعد از نقل واقعه مباهله مىگوید: «در آیه مباهله امیرالمؤمنین «نفس» رسول خدا(صلی الله علیه واله) شمرده شده است و این كاشف از آن است كه على(علیه السلام) به آخرین حد فضیلت رسیده است و با پیامبر(صلی الله علیه واله) در عصمت از گناهان و در همه كمالات دیگر مساوى است و خداوند او و فرزندان خردسال و همسرش را براى پیغمبر(صلی الله علیه واله) به منزله حجت و برهانى براى دین قرار داده است .»(الارشاد، ج 1، ص 227) ... الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية امير المؤمنين و اولاده المعصومين عليهم السلام قال الله تعالی : “وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِی الْأَمْرُ” یكی از اسماء روز قیامت ، در قرآن مجید ، روز حسرت است ، روزی كه درجات بهشت وابسته به كمیّت و كیفیّت اعمال صالحه و اخلاق فاضله و مراتب علم و ایمان است : “يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ”،”وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا” . اشقیاء در حسرت حرمان از سعادت ، و سعادتمندان در حسرت درجات برتر و مقامات بالاترند . شیخ مفید روایتی از امام حسن بن علی - علیهما السلام - نقل می كند كه فرمود : "كسی كه به قلبش دوست ما و به دست و زبانش یاور ما باشد با ماست در آن غرفه ای كه ما در آن هستیم" . مقامی برتر از مقام خاتم و وصیّ خاتم نیست كه تمام انبیا و اولیا در قیامت كبری ، در سایه ی لوای حمد آن صدر نشین مقام محمودند كه خدا فرمود : “عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا” ، و رسول خدا- صلی الله علیه و آله - فرمود : " آدم فمن دونه من الأنبياء تحت لوائي " . محبّ خاندان عصمت ، به قلبش و یاور آنان به دست و زبانش ، همنشین شمس و قمر و نجوم آسمان نبوت و امامت است . امید است در ایام غدیر - از پانزدهم تا بیست و پنجم ذی الحجه - این توفیق نصیب خدمتگزاران آن خاندان بشود و در همه ی مساجد و مجالس ، وقایع آن ایام تبیین ، و گویندگان و شنوندگان مشمول دعای صادق آل محمد - صلوات الله علیهم اجمعین - شوند كه فرمود : "رحم الله من أحيی أمرنا". در این ایام به فرمان خدا به خاتم انبياء - “فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ”- رسول خدا - صلی الله علیه و آله - ، فدك را به صدیقه ی كبری - سلام الله علیها – داد ، و در این ایام آیه ی تطهیر ، در شأن خاتم انبیا و سید اولیا و سیدة النساء و دو زیـنت عرش خدا نازل شد . اختصاص طهارت از هر رجس و پلیدی به اهل بیت عصمت به این آیـه ی كریمه : “إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا” ثابت می كند كه عقل مستمدّ از علم خدا و منزّه از هوی ، و اراده ی فانی در رضای خدا كه غرض از خلقت عالم و خلافت آدم است ، نورٌ علی نوری است كه نفوس قدسیه ی این پنج تن به آن منوّر است . صحّت روایت واراده در اختصاص مصداق آیه هنگام نزول به این پنج تن ، مورد اتفاق اهل تفسیر و حدیث است . در این ایام خاندان امامت از كبیر و صغیر برای وفای به نذر ، روزه گرفتند ، و قوت افطار را شب اول به مسكین و شب دوم به یتیم ، و روز سوم با آن كه بدن ها از گرسنگی می لرزید ، راضی نشدند اسیر كافری كه دست به درگاهشان دراز كرده بود ، ناامید برگردد و به آن ، ایثار رحمت رحمانیه خدا را بر مسلمان و كافر ، نشان دادند . چون رسول خدا - صلی الله علیه و آله - دید حسنین از گرسنگی می لرزند و دخترش با چشمان به گودی نشسته ، در حال نماز به راز و نیاز با خداوند متعال است ، در همان حال ، جبرئیل سوره ی انسان را نازل كرد . اعاظم علمای مسلمین و محدثین معترف هستند كه “وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ، إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا” در شأن این خاندان نازل شد . خداوند در این سوره كه سوره ی انسان نامیده شده است ، غرض از خلقت انسان را كه حامل امانت خداوند سبحان است ، در عمل این ابرار نشان داد كه چگونه از خود گذشته ، با خلق خدا برای رضای خدا منتهای رأفت و رحمت را نشان دادند و به عروج به مقام إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ به جایی رسیدند كه خدا در این سوره به رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود : “وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا”. روز بیست و چهارم این ماه به نقل شیخ طوسی ، روز خاتم بخشی امیرالمؤمنین - علیه السلام - است كه اعیان علمای خاصه و عامه از مفسرین و محدثین، شأن نزول آیه ی كریمه “إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ” را انگشتر بخشی آن حضرت در حال ركوع دانستند . به نقل روایتی از أبی ذر غفاری از تفاسیر عامه اكتفاء می كنیم كه گفت : روزی با رسول خدا - صلی الله علیه و آله - نماز ظهر را خواندم . سائلی در مسجد سؤال كرد . كسی چیزی به او نداد . دست به آسمان بلند كرد و گفت : بار الها ! شاهد باش در مسجد پیغمبر سؤال كردم ، احدی به من عطایی نكرد . علی - علیه السلام - در نماز در حال ركوع دست راستش را به جانب او دراز كرد . سائل انگشتر را از انگشت او گرفت . و آن واقعه در مرأی و منظر رسول خدا - صلی الله علیه و آله – بود . آن حضرت رو به آسمان با خدای خود گفت : برادرم موسی از تو سؤال كرد و گفت : “رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ، وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ، وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ، يَفْقَهُوا قَوْلِي ، وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي ، هَارُونَ أَخِي ، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ، وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي” ، بر او نازل كردی : “سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ” ، بارالها! من محمّد - صلی الله علیه و آله - نبیّ تو و برگزیده تو هستم "اشرح لی صدري ويسّر لي أمری واجعل لي وزيرا من أهلي عليِاً اشدد به أزري" . ابی ذر گفت : دعای آن حضرت تمام نشده بود كه جبرئیل نازل شد ، گفت : یا محمد بخوان : “إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ”. خداوند متعال در این آیه ولایتی را كه برای خدا و رسول خداست برای علی مرتضی قرار داد . این مقام را كه حق خدا و خاتم انبیاست به كسی داد كه با استغراق در عظمت خداوند علی عظیم ، هنگام امتثال امر “فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ” از خطاب “وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ” غافل نمی شود و در حال محو در لاهوت ، محیط بر ناسوت است و در اوج ملكوت مُلك را زیر نظر دارد ، و این آیت "لا يشغله شأن عن شأن" است كه مقام رابط بین خالق و خلق ، و ولی الله علی الاطلاق است كتاب خدا و سنت رسول خدا كه فرمود : ''ألا ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه ليس نبيّ بعدي '' ، حجت بالغه الهیه بر خلافت بلافصل علی بن ابی طالب -علیهما السلام - است . بیست و پنجم این ماه روز مباهله است كه روز اتمام حجت خدا بر رسالت خاتم النبیین و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین و اثبات عصمت آل عبا است . اجماع علمای امت بر آن است كه در مباهله أَبْنَاءَنَا منحصر در حسن و حسین -علیهما السلام- و تنها مصداق نِسَاءَنَا فاطمه ی زهرا -سلام الله علیها- است و مراد از أَنْفُسَنَا رسول خدا - صلی الله علیه و آله - و علی مرتضی است . زمخشری می گوید : در مباهله دلیلی است كه قوی تر از آن نیست به فضل اصحاب كساء و در آن برهان واضحی است به صحت نبوّت نبیّ ، چون احدی از موافق و مخالف روایت نكرده است كه نصاری دعوت آن حضرت را اجابت كرده باشند . پس از آن كه رسول الله - صلی الله علیه و آله - علمای نصاری را به توحید خداوند لَم يلِد ولَم يولَد دعوت نمود و آنان از ایمان به “إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ” سر باز زدند ، آنها را به مباهله دعوت كرد تا حق از باطل به لعنت خدا بر دروغگویان روشن شود . رسول خدا - صلی الله علیه و آله - حسین - علیه السلام - را در آغوش کشید و دست حسن - علیه السلام - را گرفت و پشت سر آن حضرت ، فاطمه ی زهرا - سلام الله علیها - و پس از آن ، علی مرتضی - علیه السلام - برای دعا آمدند . اسقف اعظم چون آن منظره را دید ، گفت : چهره هایی را می بینم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جا بردارد ، خدا اجابت می كند ، اگر با آنان مباهله كنید تا قیامت از نصاری كسی روی زمین نخواهد بود . ذلّت تسلیم و اداء جزیه را پذیرفتند و خط بطلان بر آئین مسیحیت كشیدند . به نزول این آیه ثابت شد كه به جز این پنج تن آبرومندی به درگاه خدا نبود كه شایسته اجابت دعا در مباهله باشد . هنگامی كه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود : هر گاه دعا كردم شما آمین بگویید ، به مقتضای تلازم بین شرط و جزاء ، روشن شد كه دعاء خاتم انبیا در آن عرصه باید با آمّین آن چهار برگزیده ی خدا باشد . كتاب الله و سنّت رسول الله - صلی الله علیه و آله - ثابت كرد كه علی مرتضی نفس رسول خداست و با وجود نفس پیغمبر در میان امّت ، خلافت بلافصل ، حق آن حضرت است و تخلّف از این حق مخالفت با قرآن و سنت ، و حكم عقل به بطلان ترجیح مرجوح بر راجح است . زید بن ارقم گفت : چون رسول خدا از حجة الوداع برگشت ، در غدیر خم امر كرد سایبان هایی به پا داشتند . پس از آن گفت : " گویا من دعوت شدم و اجابت كردم ، همانا دو چیز سنگین نفیس در میان شما گذاشتم كه یكی از آن دو از دیگری بزرگتر است : كتاب خدا و عترت خودم . پس بنگرید چگونه با این دو رفتار می كنید . و این دو از هم جدا نمی شوند تا بر من در حوض وارد شوند" و بعد گفت: " همانا خداوند -عزّ وجلّ- مولای من است و من مولای هر مؤمنی هستم" ، بعد دست علی را گرفت و گفت : "هر كس من مولای او هستم ، این ولی اوست" . این حدیثی است كه صحت آن نزد اصحاب حدیث و علمای رجال ، مسلم است و هر مسلمانی كه به قرآن و سنت معتقد است باید به حكم “مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ” آن را بپذیرد . در این حدیث رسول خدا ماتَرَكِ خود را برای امت ، قرآن و عترت قرار داد و ملاك اثبات مولویّت خود را برای امیرالمؤمنین جدا نشدن عترت از قرآن قرار داد و ثابت كرد كه قرآنی كه تبیان هر چیزی است “وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ” از علی جدا نیست و علی از كتابی كه “لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ” جدا نیست . چنان كه در حدیث صحیح نزد عامه و خاصه فرمود : "علي مع القرآن والقرآن مع عليّ لن یتفرقا حتّی یردا علیّ الحوض" ، كسی كه دارای چنین علم و عصمتی است باید به علمش مفسّر كتاب خدا و به عملش ، مجری احكام خدا باشد ، تا غرض از نزول قرآن كه اخراج بشریّت از ظلمات فكری و اخلاقی و عملی است و رساندن به نور سعادت ابد است ،محقق شود ، ”كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ”. آیا وظیفه هر مسلمانی كه خود را پیرو كتاب و سنت می داند با این آیات بیّنات چیست ؟ ختام سخن حدیثی است كه محدثین عامه به صحت آن اعتراف كرده اند و خلاصه ی آن ، این است كه جمعی نزد ابن عباس آمدند كه به امیرالمؤمنین ناسزا می گفتند . ابن عباس گفت: به كسی ناروا می گویید كه دارای ده فضیلت است و آن فضایل در احدی نیست : اول : در جنگ خیبر كه دیگران رفتند و عاجزانه برگشتند ، رسول خدا - صلی الله علیه و آله – فرمود : "كسی را می فرستم كه هرگز خدا او را ذلیل نكرده است ، خدا و رسول محبوب او و او محبوب خدا و رسول است" . اصحاب همگی در انتظارند كه چنین كسی كیست ؟ فرمود : "علی كجاست ؟" آن حضرت با چشم رَمد دیده آمد و بعد از شفا به دست رسول خدا - صلی الله علیه و آله - ، رسول الله رایت را سه مرتبه به اهتزاز در آورد و به دست علی داد و خیبر را فتح كرد . دوم : رسول خدا - صلی الله علیه و آله - ابابكر را با سوره توبه ، به جانب مشركین فرستاد . پس از آن علی را فرستاد و سوره را از او گرفت و فرمود : "سوره را كسی نمی برد مگر كسی كه او از من است و من از اویم". سوم : رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود : " كدامیك از شما با من در دنیا و آخرت موالات می كند" . كسی نپذیرفت . پس به علی فرمود : "تو ولیّ من هستی در دنیا و آخرت" . چهارم : علی اول كسی بود از رجال صحابه كه ایمان آورد . پنجم : رسول خدا - صلی الله علیه و آله - جامه ی خود را بر چهار نفر انداخت : علی و فاطمه و حسن و حسین و فرمود : “إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا”. ششم : علی آن كسی بود كه جامه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را پوشید و به جای رسول خدا خوابید ، و مشركین به گمان این كه او پیغمبر است او را سنگباران كردند . “وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ “ . هفتم : در غزوه تبوك، پیغمبر علی را به جای خود در مدینه گذاشت . چون از فراق رسول خدا گریه كرد ، فرمود : "منزلت تو به من منزلت هارون است به موسی ، مگر آن كه بعد از من پیغمبری نیست . سزاوار نیست من بروم مگر این كه تو خلیفه من باشی" . هشتم : رسول خدا - صلی الله علیه و آله - به علی - علیه السلام - فرمود : "تو بعد از من ، ولیّ هر مؤمن و مؤمنه ای هستی" . نهم : رسول خدا - صلی الله علیه و آله - تمام درهایی را كه به مسجد آن حضرت باز می شد ، بست به جز در خانه ی علی - علیه السلام - . دهم : رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود : "من كنت مولاه فهذا علیّ مولاه". با این آیات بیّنات - كه هر یك تاج افتخاری است كه بر سر آن سرور دنیا و دین چون خورشید درخشان می تابد و مسلمانی نیست كه تحت الشعاع آن آفتاب نباشد - حجت بر اهل دانش و دین بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین تمام است ، و به حكم عقل و كتاب و سنت تقدیم مفضول بر فاضل ، و ترجیح مرجوح بر راجح مردود است ، و بر حكیم علی الاطلاق محال ، و ساحت دینی كه بر مبنای “إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ” و رسالتی كه بر اساس “وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ” استوار است ، از آن منزه است . “قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ” ، “قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ” تا این جا روی سخن با هر مسلمانی بود كه به خدا و كتاب خدا و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - و سنت او ایمان دارد . اما وظیفه كسانی كه خود را شیعه ی آن حضرت می دانند ، نسبت به ایام غدیر و حق آن اول المظلومین چیست ؟ امید است این مملكت كه افتخار انتساب به آن حضرت را دارد در ایام غدیر مزیّن به زینت نشر آن فضایل و مناقب باشد ، و هر كسی كه دم از محبّت او می زند ، به دست و زبانش و مال و مقامش برای احقاق آن حق ضایع شده ، آن چه در توان دارد ، انجام دهد . ولم أر مثل ذاك اليوم يوما ، ولم أر مثله حقّا أضيعا.
برگرفته از وبلاگ ارادتمندان معظم له شیخ علاءالدین سکتواری در محاضره الاوائل صفحه 113 می گوید : نخستین کسی که به کنیه ابوتراب نامیده شد علی بن ابی طالب علیه السلام است ، این کنیه را رسول خدا (ص) به او داد آنگاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته است ، از روی لطف و مهربانی به او فرمود : برخیز ای ابوتراب . و این محبوبترین القاب او به شمار می رفت ، و از آن پس ، به برکت نفس محمدی این کرامتی برای او گردید ، زیرا خاک خبرهای گذشته و آینده تا روز قیامت را برای او باز می گفت . این را بفهم که رازی است بی پرده ! (الغدیر 6/337) عبابه بن ربعی گوید : به عبدالله بن عباس گفتم : رسول خدا(ص) از چه رو علی علیه السلام را ابوتراب نامید؟ گفت : از آن رو که علی علیه السلام صاحب زمین و حجت خدا بر اهل آن پس از رسول خدا(ص) خداست ، و بقای زمین و ارامش آن به دست اوست ، و از رسول خدا(ص) شنیدم می فرمود : چون روز قیامت شود و شخص کافر پاداش و نزدیکی و کرامتی را که خدای متعال برای شیعیان علی آماده نموده ببیند گوید : "ای کاش من ترابی بودم" یعنی کاش از شیعیان علی (ابوتراب) بودم . و این است معنای این دو آیه که کافر گوید : کاش من تراب(خاک) بودم .(غایه المرام 1/58 و آیه 40 سوره نبا) علامه مجلسی در بیان این جمله گوید : ممکن است ذکر آیه در اینجا برای بیان علت دیگری در نامگذاری آن حضرت به ابوتراب باشد . زیرا شیعیان او به جهت تذلل بیش از اندازه و تسلیم بودن در برابر فرمانهای حضرتش تراب نامیده شده اند – چنانچه در آیه کریمه آمده – و چون آن حضرت صاحب و پیشا و زمامدار آنهاست ابوتراب نام گرفته است .(بحارالانوار 37/334) شاعر توانا عبدالباقی افندی مصری گوید : یا ابا الاوصیا انت لطه صهره و ابن عمه و اخوه ان الله فی معانیک سرا اکثر العالمین ما علموه انت ثانی فی منتهی الدو ر و اباوه تعد بنوه "ای پدر اوصیا ، تو داماد و عموزاده و برادر طاها هستی خدا را در وجود تو اسراری است که بیشتر مردم عالم نمی دانند تو در آخر دایره وجود(در قوس صعود) آن دومین پدر هستی که پدارنش فرزندان او به حساب می آیند" رسول خدا (ص) فرمود : اگر مردم می دانستند که علی علیه السلام از چه زمانی امیرمومنان نامیده شد هرگز فضائل او را انکار نمی کردند . وی آنگاه این لقب گرفت که آدم میان روح و جسد بود (و هنوز آفرینش او کامل نگشته بود) ، و انگاه که خداوند (در عالم ذر از آفریدگان اقرار گرفت و) فرمود : آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند : چرا . فرمود من پروردگار شما هستم ، و محمد پیامبر شماست ، و علی امیر شما .( ینابیع الموده 2/63) جابربن یزید گوید : به امام باقر(ع) گفتم : چرا امیرمومنان(ع) را بدین لقب نامیده اند ؟ فرمود : زیرا مومنان را آذوقه (علم و معرفت) می رساند ، مگر نشنیده ای که در کتاب خدا (در داستان یوسف ، سوره یوسف آیه 65) فرمود : و نمیر اهلنا و خانواده خود را آذوقه می رسانیم ؟(بحارالانوار 37/293) امام صادق (ع) فرمود : آن حضرت به لقب امیرمومنان نامیده شده ، و امیر از میره العلم است (خوراک علم رساندن) ، زیرا عالمان از علم او بهره می برند و علمی را که از او ستانده اند به کار می گیرند .(بحارالانوار 37/334) عبدالمومن گوید : به امام باقر(ع) گفتم : از چه رو مومنان را بدین لقب نامیدند ؟ فرمود : زیرا آذوقه رسانی مومنان به دست اوست ، اوست که آنان را خوراک می دهد .(بحارالانوار 37/295) هنگامی که علی(ع) به دنیا آمد و رسول خدا(ص) به خانه ابی طالب رفت ، علی(ع) به وجد آمد و در چهره رسول خدا(ص) خندید و گفت : سلام بر تو ای رسول خدا . سپس گفت : به نام خداوند بخشاینده مهربان تحقیقاً مومنان رستگار شدند ، آنان که در نماز خود خشوع دارند .(سوره مومنون آیه 1/2) . رسول خدا(ص) فرمود تحقیقاً به سبب تو رستگار شدند ، به خدا سوگند تو امیر آنهایی که از دانشهای خود به آنان خوراک معنوی می دهی ، و به خدا سوگند تو رهنمای آنانی و آنان به سبب تو هدایت می یابند .(بحارالانوار 35/38) رمضان ماه خد شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهری . رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است . (وسائل الشیعه ، ج 7 ص 266، ح 23.) روزه واقعی الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب . روزه پرهیز از حرام ها است همچنانکه شخص از خوردنی و نوشیدنی پرهیز می کند . (بحار ج 93 ص 249) برترین روزه صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن . روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است . (غرر الحکم ، ج 1، ص 417، ح 80) روزه ، آزمون اخلاص فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید . (نهج البلاغه ، حکمت 252) روزه بی ارزش کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء . چه بسا روزه داری که از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی بهره ای ندارد و چه بسا شب زنده داری که از نمازش جز بیخوابی و سختی سودی نمی برد . (نهج البلاغه ، حکمت 145) روزه نفس صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام . روزه نفس از لذت های دنیوی سودمند ترین روزه هاست . (غرر الحکم ، ج 1 ص 416 ح 64) 26 رجب بنابر نقلی ، سال روز رحلت مؤمنِ قریش ، یار و پشتیبان رسول خدا «صلی الله علیه و اله» و پدر والا مقام امیرالمؤمنین حضرت ابوطالب «سلام الله علیه» است رتبه ی ایمان آن مرد بزرگ به حدی است که امام باقر «علیه السلام» در این باره فرمودند : «والله ان ایمان ابی طالب «سلام الله علیه» لو وضع فی کفه میزان و ایمان هذاالخلق فی کفه میزان لرجّح ایمان ابی طالب علی ایمانهم .» «بخدا قسم به درستی که اگر ایمان ابیطالب در یک کفه ترازو قرار گیرد و ایمان این مردم در کفه دیگر ، ایمان ابیطالب بر ایمان این مردم برتری یابد» ... برگرفته از ادامه مطلب به نقل خبر اختصاصي در سايت صدای شیعه : عبدالله بن جبرین از مفتیان وهابی و از اعضای هیئت علمای سعودی روز دوشنبه مرد . او که از اعضای اصلی وهابیون محسوب می شد به صدور فتاوی تند بر علیه مذاهب مختلف محشور بوده و از جمله در جریان جنگ 33 روزه لبنان در مقابل اسرائیل با صدور فتوایی هرگونه دعا برای پیروزی حزب الله لبنان را به صرف شیعه بودن انها حرام دانسته بود .
بر دشمنان علی علیه السلام لعنت بر غاصبین خلافت امیرالمومنین علیه السلام لعنت بر عمر و ابوبکر و عثمان لعنت سیزده رجب سال روز ولادت امیرالمومنین ، امام المتقین ، یعسوب الدین و مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام است . تنها كسی كه در میان تمام بندگان خدا ، در خانه خدا به دنیا آمد . و كعبه را با قدوم خویش مزین فرمود . هنگامی كه فاطمه بنت اسد سلام الله علیها ، مادر بزرگوارش را درد فرا گرفت ، كنار خانه خدا رفت و خدا را به حق فرزندی كه در شكم داشت قسم داد تا درد را برایشان آسان كند . آن گاه خانه كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد در آن پای نهاد . پس شكاف خانه بسته شد . پس از سه روز فاطمه بنت اسد سلام الله علیها از داخل كعبه بیرون آمد درحالی كه نوزادی بی مانند در برگرفته بود . با آن كه ولادت امیرالمومنین علیه السلام سالها پیش از بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله و نزول قرآن رخ داده بود ، اما علی مرتضی علیه السلام زمانی كه چشمشان به محمد مصطفی(ص) افتاد ، به ایشان خطاب كرد یا رسول الله ! و سپس با اجازه پیامبر سوره مومنین را تلاوت كردند . «هركه می خواهد نوح را در عزمش ببیند ، هركه می خواهد آدم را در علمش ببیند ، هر كه می خواهد موسی را در زكاوتش ببیند ، هر كه می خواهد عیسی را در زهدش ببیند ، پس به علی بن ابیطالب نظر كند .» و این جمله زیبا را برای آنان كه در این ایام فرخنده دوست دارند بدانند چه جایگاه و منزلتی نزد خدا و ولی خدا دارند از امیرالمومنین علیه السلام نقل می كنیم : برگرفته از وبلاگ ارادتمندان |
|